| تاريخ آخرين بازديد: |
| تعداد بازديد شما: |
بعد از مدتي به مدرسه سر زدم. تغييرات جديدي تو ظاهرش ايجاد کرده بودن که يه سريشون عجيب و غريب بودن!
براي مثال، کنار دستشوئي يه چيز ديگه زده بودن! (کار واجبي تو مدرسه داشتم، البته نه از اون کاراي واجبا! به خاطر همين فقط ديدم يه چيزي ساختن و نرفتم آمارشو بگيرم!)
حياط کنار مدرسه رو هم بستن. اين ديگه چرا، نمي دونم. يادش بخير، چقدر لا به لاي اون درختاي مدرسه بازي مي کرديم................ به قول يکي از دوستان هم دوره اي: همون يه جاي مدرسه صفا داشت که راه اونم بستن!
ضمناً اين فرهنگسرا هم هنوز تکميل نشده! من يادمه دوره راهنمائي بودم که شروع کردن به ساختنش. الان که سال دوم دانشگاهم هنوز نيمه کاره س!
خوشحال ميشم با نظراتتون محفل ما رو گرم کنين
بازم سلام دوستان.
من احمد هستم. از سال 1379 تا پارسال تو مدرسه شهيد سلطاني کرج درس مي خوندم، الانم دانشجوي ترم دوم رشته کامپيوتر - نرم افزار دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرجم. تو اون مدت تو مدرسه کلي کار کردم که يه سريشون به شرح زيرن:
1. رتبه سوم تو اولين دوره مسابقات شبيه سازي فوتبال - آذر 1379
2. رتبه ششم تو دومين دوره مسابقات شبيه سازي فوتبال - ارديبهشت 1380
3. خرابکاري در امتحانات در خلال سالهاي 1379 تا 1386!!!
4. سردبير دوهفته نامه دانش آموزي ترازو - 1382
5. مسئوليت واحد فرهنگي مدرسه (نوارخونه) در خلال سالهاي 1382 تا 1385 (که سال آخر تبديل شد به خدمات کامپيوتري مدرسه)
6. يک دوره کوتاه يه هفته اي مديريت سايت کامپيوتر مدرسه - مهر 1383
7. ايجاد کلاس آموزش رايانه براي دانش آموزاي مدرسه - مهر 1383
8. مسئول اپراتور رايانه در اولين سمينار يک روزه دانش آموزي با حضور نمايندگان شوراي شهر - ارديبهشت 1385
9. مسئول غرفه کامپيوتر در همايش دانش آموزي هديش - اسفند 1385
10. مسئول فروم سمپاد - فروردين 1386
11. کسب درصد 0.74 (اشتباه تايپي نيست، هفتاد و چهار صدم درصد!) در درس فيزيک در کنکور آزمايشي مرآت - ارديبهشت 1386!!!!
12. کسب رتبه 8400 در کنکور سراسري 1386
13. تلاش براي برگزاري کلاس آموزش برنامه نويسي و مديريت سايت کامپيوتر (که ناموفق بود) - مهر 1386
الان هم توي دانشگاه عضو هيئت مديره انجمن دانشجوئي هستم.
در دنياي وب هم تعدادي وبگاه دارم که به ترتيب اهميت به شرح زيرن:
1. http://www.ahmadsadeghi.ir - وبسايت شخصي خودم که تمام کارهام رو اونجا متمرکز کردم
2. http://www.karajmusic.ir - اجتماع خوانندگان نيمه حرفه اي و حرفه اي ايران، محلي براي تمام علاقه مندان به خوانندگي و موسيقي (خودم اونجا فقط شعر مي گم و آهنگ مي سازم، آهنگ نمي خونما!)
3. http://www.bettersms.ir - شعر، اس ام اس و عکس برتر
4. http://betterlovers.co.cc - عاشقان برتر، يه داستان عاشقانه حقيقي به قلم خودم که تا حالا کلي هم طرفدار داره
5. http://www.series60.ir - تالارهاي گفتگوي سري60، دانلود انواع برنامه و بازي براي گوشي و بحث درباره اونا
6. http://www.ksampad.ir - قبلاً فروم سمپاد بوده و احتمالاى تا مدتي بعد، دوباره بشه! ولي الان سرويس هاستينگه
7. http://www.gougle.ir - فروش دامنه هاي ir. و co.cc. (که خود دامنه gougle.ir هم براي فروشه!)
همين!
**************************************
اينارو براي دوستي نوشتم که تو نظراي خصوصي ازم خواسته بود بيشتر درباره خودم بگم. ديگه از اين بيشتر؟! حالا منم از شما يه سؤال دارم: شمارو تو مدرسه شهيد سلطاني زيارت کردم؟ آخه قلمتون خيلي آشناس، فکر کنم شما الان دبيرستان باشي، زدم توخال، مگه نه؟!
بازم سلام دوستان
مي دونم دو ماه گذشته، ولي سال نو مبارک!
خداوکيلي يه نفره نمي تونم اين وبگاهو بگردونم. تو يه هفته من دو روزشو دانشگاهم، سه روزشو تهرانم و باقي مدتم درگير اس ام اس برتر و اجتماع خوانندگان نيمه حرفه اي هستم (اينم يه نوع از آينده سمپادياس! مي زنن تو کار اس ام اس و موزيک!)
امروز اومدم با يه خاطره جالب و در عين حال عبرت آموز! اما قبلش جواب دوستاني رو که ازم پرسيده بودن چرا اسم دبيرارو بي پرده مي بريم.
در جوابشون مي گم: پارسال سمپاد اس اس به مديريت مازيار بود و يه عده از دار و دسته شون. من بعد از مدتي بهشون ملحق شدم، ولي امسال هر کدومشون رفتن سي خودشونو اين وبگاهم موند رو هوا. اين شد که تصميم گرفتم يه تنه اينجارو مديريت کنم. داستانهاي اول وبگاه هم نوشته اوناس. از طرفي، اصلاً هدف اين وبگاه بازگوئي حقايقي بود که تو مدارس سمپاد مي افتاد. از نظر مديراي سابق، درست نيست که همش درباره اين مدارس به به و چه چه کنيم، بهتره که يه کمي هم از بديهاش بگيم.
و اما خاطره:
****************************
سال ۸۴ بود. من تو نوارخونه کار مي کردم. البته اون سال نوارخونه تبديل شده بود به خدمات کامپيوتري مدرسه!
يه روز من موندم تو مدرسه تا فرم کنکور دانشگاه آزاد رو (که اون سال آزمون آزمايشي بود) پر کنم تا ببرم پست. تو نوارخونه فرمو پر کردم و اومدم بيرون. تا اومدم بيرون حس کردم صداي ۴ تا پا رو شنيدم. صدا از سمت اتاق کامپيوتر بود. حس کنجکاويم گل کرد و رفتم به سمت اونجا. تا رسيدم شاخ در آوردم: در اتاق کامپيوتر باز بود!
خواستم برگردم، ولي تعصبي که نسبت به اونجا داشتم (!) منو وا داشت تا بيشتر کنجکاو شم. تا داخل شدم ديدم روي ميز سه تا رم ۲۵۶ و يه هارده و در يکي از کيسا بازه! شديداً غرق در تعجب بودم که ديدم صداي پا مياد. در هم که بسته شده بود. دست و پامو گم کردم و سريع رفتم زير يکي از ميزا. ديدم آقاي ميرزکي سرايدار به همراه مسئول کارگاه حرفه و باغبان مدرسه اومدن تو و با قفل ور رفتن. تو همين حين يکيشون متوجه من شد. قلبم اومده بود تو دهنم. يهو گفت: «تو اونجا چيکار مي کني پسر؟» ديدم ديگه فايده نداره. بدبخت شدم. اومدم بيرون و همه چيزو تعريف کردم، اما کي باور کرد؟
خلاصه ميرزکي گفت مي رم به آقاي اسحاقي مي گم. منم ديدم اگه قضيه به گوش اسحاقي برسه فاتحه م خونده س. آخه مرديکه! تو رو چه به کنجکاوي؟! کار خودتو بکن.
رفتم به آقاي کريم زاده قضيه رو گفتم. اونم جاي اينکه يه کمکي کنه گفت: «تو چرا تو نوارخونه هستي اونم تا اين ساعت؟! يالا بگو آقاي جعفريان بياد!» قضيه بدجوري پيچ خورد. بعد از 10 دقيقه که کريم زاده با جعفريان صحبت کرد من دوباره رفتم پيش ميرزکي. ميرزکي گفت: «شانس آوردي آقاي کريم زاده وساطت کرد، ولي شنبه که مسئولا اومدن هرچي کم و کسر داشت بايد تو بذاري» منم گفتم از اين ستون به اون ستون فرجه. بعد از يه سري حرفاي بيخود رفتم خونه.
روز شنبه معلوم شد احتمالاً اونائي که داشتن شيطنت مي کردن با اومدن من حول شدن و همون قطعاتو گذاشتن مونده اونجا و فلنگو بستن! يني هيچ چيزي کم نشده بود. منم خدا رو شکر کردم که اينطور شد. بعد از اون ميرزکي هم اومد و ازم معذرت خواهي و تشکر کرد. اما اين اتفاق يه اثر بد هم داشت: ديگه حق موندن تو نوارخونه رو بعد از ساعت کلاسي نداشتم!!!![]()
خوب ممنون از توجهتون و خدانگهدار
بازم سلام دوستان. این یکی از خاطراتی که واستون از چهار سال پیش می نویسم.
سال اول دبیرستان بودیم و زنگ کامپیوتر بود. استاد فرزان یهو وارد کلاس شدن. همه بچه ها داشتن سر و صدا می کردن که آقای فرزان زد روی میز و همه ساکت شدن.![]()
اومد پای تخته نوشت: «سلام» همه گفتن سلام!نوشت: «چه خبر؟» همه گفتن سلامتی، ممنون و ... خلاصه همهمه شد و جو کلاس دوباره شلوغ شد. چند ثانیه ای گذشت تا اینکه آقای فرزان نوشت: «تموم نمیشه؟!» و اخم کرد! همه ساکت شدن (دوباره)
همه منتظر بودن که ببینن چی میشه
، تا اینکه یهو آقای فرزان گفت: «آخیش! آخرش رفت پائین!» ما مونده بودیم داره چی میگه!
دست آخر معلوم شد ایشون داشته صبحونه می خورده که نمی تونه حرف بزنه! منظورش از تموم نمیشه هم لقمه ش بوده! مای ابله رو باش!![]()
سلام دوستان عزیز.
بعد از حدوداً سه ماهی، دوباره سری به حقایق سمپاد زدم.
راستش من می خواستم دوباره اینو با قدرت کنمم، اما یه وبگاه (همون پایگاه وب) زدم به نام شعر و اس ام اس برتر به نشانی bettersms.ir که کاملاً وقتمو گرفت و دوستام تو مدرسه می دونن که حتی وقت نکردم به مدرسه سر بزنم.
اما هنوزم هستم و اگرم نتونستم از اخبار مدرسه براتون بنویسم، می تونم خاطرات 7 ساله مو تو اونجا براتون درج کنم که، نمی تونم؟
قالب وبلاگم عوض کردم و قالب همون bettersms رو جاش گذاشتم. قالبی که خودم شخصاً سه ماه مدام روش کار می کردم و الان به طور انحصاری تحت اخیار حقایق سمپادم هست!
آریان جمشیدی عزیز رو هم به جمع نویسنده ها اضافه کردم، ولی هنوز نویسنده می خوام، از شهید سلطانی ها، از کرجی ها و در کل از تمام کسایی که بخوان این وبلاگ رو وبلاگ خودشون بدونن.
دیگه عرضی ندارم. با توجه به حل شدن مشکل اینترنتم (یه ADSL 256 گرفتم
) و آزادتر شدن وقتم، دوباره تو اینجا فعالیت می کنم.
خدانگهدار
سمپاد اس اس بعد از حدود 6 ماه تعليق دوباره زنده شد!![]()
اين خبر رو به همه برسونيد.
حقايق سمپاد زنده است تا وقتي كه سمپاد زنده است!
و اما خبر:
از گروه قبلي فقط من (يني احمد) موندم (البته تابلو هم اظهار آمادگی کرد.). احتمالاً اعضاي جديد تو همين روزا به وبلاگ اضافه بشن.
فعلاً همين خبر رو داشته باشيد تا بعد.
فقط يه چيزي: من فارغ التحصيل شدم و براي همين شديداً نياز به همكاري دوستان دارم (براي عكاسي و ...) پس قول بديد كمكم مي كنيد.
اگر خواستيد نويسنده وبلاگ حقايق سمپاد شيد نظر خصوصي بديد.
به نام اهورامزدا خالق زيبائيها خدانگهدار.
سلام دوستان.
چقدر جالبه، نه؟
سال ۸۶ انگار اصلا سال خوبي براي سايتاي سمپادي نخواهد بود. اين از اول سال. با هم وضعيت ۵ تا از سايتاي سمپادي رو تو ماه اول سال ۱۳۸۶ بررسي مي کنيم:
۱- کرج سمپاد:
کرج سمپاد که يکي از پربيننده ترين وبلاگاي سمپادي بود و يکي از بزرگترين امتيازاتش حضور اجتماعي ترين افراد سمپاد (!) مثل زارعيان - اعرابي و رحيمي به عنوان مديرانش بود اين روزها اصلا حال و روز خوشي نداره. طوري که بازديد کننده هاش به يک نفر در روز و کامنتاش به نزديک به صفر رسيده و کار به جنگ داخلي تو اين وبلاگ کشيده شده! و همه تيرها مدير اين سايت يني سعيد زارعيان رو نشونه رفتن!
۲- سمپاد اس اس (يا حقايق سمپاد):
نکته: داريم از ديد يه کارشناس بررسي مي کنيم، نه از ديد مدير وبلاگ!
حقايق سمپاد که با ديدي نو بر مدارس سمپاد ايجاد شد و هدفش بازگو کردن معضلات و مشکلات مدارس سمپاد بود اولين روزاش و علي الخصوص اولين روزشو فوق العاده شروع کرد، طوري که تو طول همون روز اول با ۵ تا سايت تبادل لينک داشت و ۲۹ بازديد کننده گرفت، ولي رفته رفته رو به افول رفت تا اينکه اونم به وضعي بهتر از کرج سمپاد دچار نشد و مثل کرج سمپاد با قهر بازديد کننده ها مواجه شد. البته مسئولان سمپاد اس اس حقيقت اين قضيه رو از بين رفتن coo.ir مي دونستن، چرا که سايتشونو با اين آدرس تبليغ کرده بودن. حالا بايد ببينيم آيا با بازگشت coo.ir وضع اينا درست ميشه يا نه.
3- کي سمپاد (فروم سمپاد):
نکته: اينم داريم از ديد يه کارشناس بررسي مي کنيم، نه از ديد مدير فروم!
فروم سمپاد که اولين فروم مخصوص سمپادياست و يه امتيازش معرفيش تو اولين همايش هديش تو مرکز شهيد سلطاني بود، مثل دوتاي ديگه خوب شروع کرد، ولي اولاس سال بدجوري خاک گرفت، تا اينکه يکي دو روزيه با کمک يه سمپادي قديمي به دامين .ir منتقل شده و اينطور که توش بيان شده، قراره با امکانات جديد مثل ارائه دامين براي سمپاديا و غيره وضعشو بهبود ببخشه.
4- x (اسم و آدرسش از دستم در رفت!)
اين فرومم فکر مي کنم مال بچه هاي اصفهان بود که سابقه فعاليتش طوري بود که تا حالا 4 تا تيم عوض کرده بود، يني تيم قبلي فارغ التحصيل شدن و مديريتو متنقل کردن به جديدا. ولي مديران اونجا هم بد مي ناليدن از بي بازديد کنندگي!
۵- پشت نيمکت
پشت نيمکتم که نويسنده هاي زيادي هم داره هم حال و روزش قابل تعريف نيست. وبلاگي که هر يه روز يا دو روز يه پست داشت تو سال ۸۶ فقط سه تا پست زده. نظراتشم شده يکي - دو تا - هيچي و الخ. ديگه هرچي بخوام بگم مجبورم کپي پيست کنم!
خلاصه بايد ببينيم اين قهر کاربرا با وبلاگاي سمپادي تا کي مي خواد ادامه پيدا کنه. فعلاً به اميد ديدار
سلام مجدد دارم خدمت همه دوستان عزیز و عزیزانی که دوست حقایق سمپاد هستن.
از همتون واسه یه مدت نبودنم تو وبلاگ عذر می خوام. بیشتر درگیر کارای فروم سمپاد بودم.
با توجه به راست و ریس شدن دامین ksampad.ir و ایجاد سیاستهای جدید این فروم و همچنین منحل شدن دامین coo.ir (خود دامین انگاری مورد داره و تا اطلاع ثانوی هیچ دامین coo.irی اجرا نمی شه. اشکال از ما نبود)، احتمال انتقال آدرس وبلاگ به یه آدرس مثل sampadss.ksampad.ir می ره. آخه همونطور که می دونید، آقای سعید زارعیان (وبلاگ کرج سمپاد) قصد داشتن تا همه سایتهای سمپادی رو یه جا گرد بیارن و من به عنوان یکی از دو ادمین فروم سمپاد و با توجه به اینکه حسین آقای عزیز که اسپانسر دامین و فضای نامحدود فروم شدن، خودشون یه سمپادی بودن و فکر نکنم از نظرشون منعی برای این کارم باشه، یحتمل بعد از انتقال فروم سمپاد به هاست جدید، به احتمال زیاد ما برای دوستان سمپادی یه بستر فراهم می کنیم تا به راحتی در کنار سایر سمپادیها فعالیت کنن. البته اخبار جدیدترو بعداً تو فروم می دم.
دیگه شرمنده. ما که پیش بودیم و امسال هنوز رنگ شهید سلطانی رو ندیدیم، دیگه مجبور بودم از فروم خبر بدم...
سلام. شرمنده یه مدت نبودم. واسه اینه که مطلب بدرد بخوری گیرم نمیاد.
۱- عیدتون مبارک (پیشاپیش)
۲- تم فروم رو به یه تم عیدی تبدیل کردیم!
۳- به پیشنهاد دکترکلای عزیز، تأئید نظرات رو برداشتیم. ضمناً ما جز تو دو سه تا پست، کی تو سر بازدید کننده ها زدیم؟!!!
۴- این پیش دانشگاهیا هم از مدرسه رفتن
(با اون کاراشون! یه سری از کاراشون:

(۶ پست قبل رو ببینید)

خوب چیکار کنم که این همه کار کردن!) امیدواریم تو کنکورشون موفق بشن...
۵- امروز اومدم تو بلاگفا و دیدم امکان اتصال دامنه به وبلاگ فراهم شده. احتمالاً بعد تعطیلات به یه دامنه شخصی درست و حسابی بریم.
مخلص همتون، بای
| جمعه 25 اسفند1385 ساعت: 20:18 | توسط:Justice | |||
| این عکسای چرت و پرت چیه گذاشتی تو وبلاگ؟! هر کی ندونه میگه اینا همشون از تیمارستان فرار کردن!! فرهنگ وبلاگ نویسی ندارین مجبور نیستین ملّتو با این پست زدنتون عذاب بدین ! | ||||
| وب سایت پست الکترونیک | ||||
| تفریحات سالم بچه های مدرسه (بدون شرح) | ||||
داداش من هم دارم همین رو میگم
میگم که اینا بچه های سمپاد هستند که این کارا رو میکنند
حالا شما منظورت چیه من نمیدونم.
